ماندنت را دوست دارم تا که بیایی ( شاهرخ )


ماندنت را دوست دارم تا که بیایی
دلم ز غم تو ندارد هیچ آرامی
تو بارانی و من ابر و مه و باد
ببار بر دل طوفانی من ، تو که دریای بارانی
شاهرخ 95/03/25 ساعت 15:56



ماندنت را دوست دارم تا که بیایی
دلم ز غم تو ندارد هیچ آرامی
تو بارانی و من ابر و مه و باد
ببار بر دل طوفانی من ، تو که دریای بارانی
شاهرخ 95/03/25 ساعت 15:56


در ساحل دریا و غروب آفتابی
بوسه زنم به رخ ماهتابی
جامی و شرابی و یار دلربایی
تا کنم غم را فراموش بر لب دریایی
شاهرخ 95/03/19 ساعت 19:07


چشمهایت میدرخشد در شراب بوسه
لبهایت میچرخد در مدار بوسه
شبی آیم کنارت تا بگیرم لعل لبت
کامی ز لعل لبت با شراب بوسه
شاهرخ 95/03/12 ساعت 22:57



محبوب من
شبها را به آغوش میکشم بیاد تو
شبها را بتنهایی سفر میکنم تا سحرگه
با چشمهایی خسته و بیتاب
خیره میشوم به سقف تاریکی
در اندیشه های هزیان آلود
در قفس شب می لولم
به امیدی که
ستاره ای بدرخشد در آسمانم
به امیدی که سپیده بدمد
و تیغ عمود خورشید
پرده ی شب را بدرد
و عشق طلوع کند
شاهرخ 95/03/12 ساعت 22:15


محبوب زیبای من
وقتی در ساحل آرامش با تو قدم میزنم
عطر نسیم دریا را با تو تنفس میکنم
صدای امواج دریا و مرغان دریایی
با نواهای عاشقانه مان همنوا میشوند
و دستان تو در دستان من گره میخورد
و با دستانمان صدفهای عشق جمع میکنیم
و من زنبق دریایی میچینم
و بر گیسوان سیاهت مینشانم
و با صدای هر موجی بوسه ای بر لبانت مینشانم
بیا ای عشق خوب من بریم بساحل رویا
تن بسپریم به امواج مواج دریا
و با هم یک قطره شویم در امواج دریا
شاهرخ 95/03/07 ساعت 8:55



محبوبم
دلم یک ساغر می از تو طمع دارد
چشمم به یک نگاه زیبای تو نظر دارد
تو که شیرینی و باده گساری دانی
آغوشم به گرمای آغوش تو نیاز دارد
شاهرخ
شاهرخ 95/03/04 ساعت 14:58



وقتی پنجره باردار نگاه تست
برمردمک چشمانت بوسه میزنم
تا بوسه هایم گیلاس شوند و بدامنت ریزند
شاهرخ 95/03/03 ساعت 13:48
