آنکه عشق ترا نجوا کند منم من ( شاهرخ )

 

 

 

محبوب نازنینم

آنکه عشق ترا نجوا کند منم من

آنکه ترا زغم جدا کند منم من

تو که لیلی منی در این دشت جنون

آنکه مجنون تست منم من

تویی آن دختر ناز قصر شیرینی

فرهاد تیشه بدست بیستون منم من

تویی آن زولیخای عاشق و مست

  یوسف گمگشته ی کنعان منم من

 بیا ای دلبر زیبای من در این شب تار

آنکه درین شهر عاشق تست منم من




شاهرخ 95/04/31  ساعت 22:17


harika kırmızı güller











محبوب نازنینم  وقتی تو آمدی ( شاهرخ )

 

 محبوب نازنینم

وقتی تو آمدی

در آسمان تاریک قلبم

ستاره ناهید درخشید

آن ستاره ی همیشه تابناک

آن ستاره ی زیبا و خوش طالع دمید

و قصّه ی غصّه هایم را

بباد و رویا سپردم  

جهانم تازه شد

عطر نسیم گیسوان سیاهت را

از فرسنگها راه دور حس میکنم

و عشق پاکت را

با گرمای وجودم گره زدی

آسمان قلبم را نور باران کردی

عطر دل انگیز تو

در اعماق جانم نشست

و امیدم را دوباره زنده کردی

قلبم را سنگفرش

قدمهای زیبای تو میکنم

و بپای تو شکوفه های عشقم را

نثار میکنم

و زعفران لبخند

بر لبان سُرخت میریزم

تا بوسه هایمان

طعم زعفران گیرد

و شادی وصال عاشقانه ی ما

 دنیای عاشقان را ستاره باران کند



شاهرخ 95/04/31  ساعت 15:45

harika kırmızı güller




 










محبوبم   ظهور چشمان قشنگت  را می بینم ( شاهرخ )

 
Про любовь Анимашки, анимационные картинки с кодами для дневников и блогов 

 

محبوبم


ظهور چشمان قشنگت  را می بینم

چشمه ی چشمان قشنگت را می بینم

گوییا مهر تو ز باران است

قطرات باران را ، اشک تو می بینم

ساغرت پراست ز شراب باران

مروارید چشمانت را باران می بینم

لبهای تو بوسه میطلبد در باران

دریای دلت را بارانی می بینم

کنج دلم نشسته ای در لحظه های بارانی

شعرت را در خون دلم باران می بینم


شاهرخ 95/04/27  ساعت 21:58

harika kırmızı güller

شبها  ماه فانوسی در دست دارد ( شاهرخ )

 

 
 

شبها

ماه فانوسی در دست دارد

و ستاره ها میدرخشند

و رویاها میبارند

و فرشته ها

عشق را نجوا میکنند

تا تو بیایی

از آنسوی کهکشان

همراه با ستاره ی ناهید

در رهگذر خاطره ها

در صبح امید

در فصل بهار

هنگام کوچ پرستوها

و رویش شکوفه ها

در طلوعی دیگر

 

شاهرخ 95/04/26 ساعت 1:50 بامداد

 

harika kırmızı güller

 

راز چشمانت مرا میطلبد ( شاهرخ )

 راز چشمانت مرا میطلبد

آشفته ی نگاهت مرا میطلبد

زین سوی بدانسوی پر بگیرم

سراب چشمانت مرا میطلبد

چکنم ، که دوری تو از من

دلم ناز چشمان ترا میطلبد

ناز کن ناز که ناز تو بصد نیاز

جان تب دار مرا میطلبد

شیرینی ناز تو می ارزد

که شیرینی جان مرا میطلبد

 

شاهرخ 95/04/24 ساعت 17:55

 

harika kırmızı güller

 

 

 

 

تو رویای شبانه بودی آنشب ( شاهرخ )

 

 

تو رویای شبانه بودی آنشب

حدیث باد و باران بودی آنشب

شبی پیچیدم در پیکر مه با تو

تو ساغری مستانه بودی آنشب

بیا ای یار دل آرای ، که من

یادی عاشقانه دارم از آنشب

 

شاهرخ

 

مورخه ی 95/04/24  ساعت 17:25

 

harika kırmızı güller

 

 

 

 

 

من به امید نگاه مهربانت ( شاهرخ )

 

 

 

من به امید نگاه مهربانت

بست مینشینم

تا بیایی با دستی پر از شقایق

با آغوشی پر مهر و تابان

با لبی سرخ و آتشین

 بنشانی بر لبم شوق امید

در چلچراغ عشقم

 ترا به انتظار خواهم نشست

محبوب زیبای من


شاهرخ 95/04/14  ساعت 15:00


harika kırmızı güller






راز چشمانت را میفهمم ( شاهرخ )

 

راز چشمانت را میفهمم

در تنگنای حیرتم

تو کجا و من کجا



شاهرخ 95/04/14 ساعت 14:35

harika kırmızı güller

در امتداد افق مینگرم ( شاهرخ )

 

در امتداد افق مینگرم

به چیزی می اندیشم

که در میان نیست

و در اوج تنهایی و بی مسیری

سرود رفتن میخوانم

به نا کجا آباد زندگی

به هیاهوی زمین و زمان

پشت میکنم

و در اوج تنهایی

ره میسپارم

 

شاهرخ 95/04/13 ساعت 14:28

 

 

harika kırmızı güller

 

 

 

 

 

 

دلم یک شب بارانی میخواهد با تو ( شاهرخ )

 

 

Красивая авторская анимационная картинка любовь от Vitali Мужчина, женщина, книга, свечи, романтичная ночь

 

 

دلم یک شب بارانی میخواهد با تو

در یک کلبه ی جنگلی با تو

روی یک تخت دو نفره با تو

دست در آغوش هم  با تو

 رمانتیک و ملایم و دلپذیر با تو

و صدای موسیقی شُر شُر باران با تو

 

 

شاهرخ 95/04/03  ساعت 19:17

 

 

harika kırmızı güller