ایّام محرّم به اندیشه و صبر بگذرد ( شاهرخ )

 

 

 ایّام محرّم به صبر و اندیشه بگذرد

چو غم زخاطر برود ایّام هجران بگذرد

بیا ای یار شهر آشوب من

گر تو بیایی غم عراق و شام و یمن بگذرد


شاهرخ 94/07/30 ساعت 14:20








محبوبم     بیا دلی بدریا بزنیم ( شاهرخ )

 
 

 

محبوبم
 


بیا دلی بدریا بزنیم


به موج دریا بزنیم


با تنی عریان بزنیم


بوسه به لبها بزنیم


کشتی بدریا ببریم


به ساحل عشق ببریم


چو ماهیان رقصّان


بوسه به موجها بزنیم


هوس کنیم شنا کنیم


هرچه تو خواهی آن میکنیم


 تا برویم به آسمونها

 
جایی که هیچکی نباشه


تا بشویم رها رها رها

 
از خستگیهای زمانه
 


شاهرخ94/07/18

 
ساعت 00:10  بامداد




 

انتظار در کوچه باغهای عشق ، می باید کشید(شاهرخ )

انتظار در کوچه باغهای عشق ، می باید کشید

عشق را بی مهابا ، فریاد می باید کشید........

زانکه عاشق در پی معشوق ، زار می باید گرید

معشوق را زپس پرده ، بیرون باید کشید .........

 

شاهرخ

93/10/20

ساعت 13:05

 

ناله ها از دیروز  می آید هنوز ( شاهرخ )

ناله ها از دیروز  می آید هنوز

آه دل غمدیدۀ فرهاد می آید هنوز

ز کوه بیستون شیرین می آید هنوز

صدای تیشۀ فرهاد می آید هنوز

 

شاهرخ

 

93/10/18

ساعت 1 بامداد

 

محبوب نازنینم  وقتی در کنارتم ...( شاهرخ )

 

 

 

محبوب نازنینم

وقتی در کنارتم ...

خوشبختم عزیز دلم

چنان آرامشم میدهی

 که میخواهم سر بزانوی تو بزارم

و تا ابد بخوابم عزیز دلم ...

شاهرخ

93/8/17 ساعت 15 

در بنفشه زار خیال من ( شاهرخ )

 

 

 

در بنفشه زار خیال من

شکوفه میزند خیال تو

اشکم به شوق مقدم تو

میبارد هر لحظه در خیال من

 

شاهرخ

 

93/10/13 

ساعت 13:30

 

محبوبم  شب که رویاهای مرا بخواب میکنی ( شاهرخ )

 

محبوبم

شب که رویاهای مرا بخواب میکنی

من بیدار میشوم

و تو با رویاهایات بخواب میروی

و من میشینم

زیباییهای ترا تماشا میکنم

وه چه زیبا و دلنشین هستی

وه که چقدر دوست داشتنی هستی

وه که چقدر عاشقتم

آهسته آهسته لبانت را میبوسم

 موهایت را نوازش میکنم

از دیدنت سیر نمیشوم

تا سحر که سپیده میدمد

تو بیدار میشوی

و مرا با رویاهام بخواب میکنی

شاهرخ


عشق من


دوستت دارم به اندازه خاک صحرا ها

دوستت دارم به اندازه آب دریا ها

ای عشق آسمانی من

تا ابد تو قلبم می مونی

 

ناهید

 

 این روزا نمی دونم چی به سر دلم اومده.

اسمتو که می شنوم دلم می لرزه

صدات که به گوشم می رسه دلم می لرزه

شعراتو که می خونم دلم می لرزه

تو می دونی چی به سر دلم آوردی؟

 

ناهید

 

 این روزا که میبینمت

غرق در رویا میروی

در کوه و دشت و صحرا

چون آهوی گریز پا میروی

بیا در آغوشت بگیرم نازنینم

چرا بی من تو تنها میروی

شاهرخ

 

دوستی را از دستان تو ( شاهرخ )

 

 

 

دوستی را از دستان تو

 و عشق را

از لبانت می باید چشید

شاهرخ

دیووووو نه ها صادق ترند ( شاهرخ )

 

 

 

دیووووو نه ها صادق ترند


 و مست عشق


دنبال عاقلها نباش


عاقلها حسابگرند


و این دنیا سراب است


هر که حسابگری کند


فریب این دنیا را می خورد


 و عمر بر باد فنا میدهد


بیا عاشق بشیم و دیوانه


در سراب دنیا عشقبازی کنیم


و خودمان سراب شویم

 

شاهرخ

عشق من  جای شبانه های تو خالیست ( شاهرخ )

 

 

عشق من

جای شبانه های تو خالیست

لحظاتی که در آغوشم بودی

و من شهد شیرین لبانت را می مکیدم

و تو دستانت را در کمرم حلقه کرده بودی

و مست تسلیم آغوشم بودی

چه نفسهای تندی داشتی

و طپشهای قلبت را میشنیدم

و موهات را رو صورتت افشان کردم

و لبان سرخت را می بوسیدم

لپهای صورتت گُل انداخته بود

پیکر لطیفت غرق عرق شده بود

چه لحظۀ شیرینی بود

وصال طولانی



شاهرخ


 شیرینم

وقتی تو میخندی

تمام زمین و آسمان میخندد

و تمام دنیای من برای تو آغوش میشود

شاهرخ

 

 

 

 

 

محبوبم  بیار باده کز عشق تو مستم ( شاهرخ )****************

 

 

 

محبوبم

بیار باده کز عشق تو مستم

عشق تو کرد می پرستم

زان باده که تو دادی بدستم

تا روز الست مست مستم

شاهرخ


وقتی بر ساحل تاریکی ( شاهرخ )

 
 
وقتی بر ساحل تاریکی
 
قایقت بگل نشسته
 
تنها دستان معشوق
 
دستانت را خواهد گرفت
 
و ترا به آنسوی رویاها خواهد برد
 
جایی که حس آغوشش را خواهی چشید
 
و زمزمه های عاشقانه را خواهی شنید
 
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 
چه لحظات شیرینی در نبض زمان میتپد
 
شاهرخ
 
 

شبی خواهم آمد و ستاره گان را خواهم چید ( شاهرخ )

 

شبی خواهم آمد و ستاره گان را خواهم چید


 و دامنت را پر از ستاره خواهم کرد


تا از هرستاره ای بوسه ای بدرخشد


و بر لبانت سرخت بنشیند....

 

شاهرخ

وقتی میخندی دلم هوایی میشه ( شاهرخ )

 

وقتی میخندی دلم هوایی میشه


مرغ دلم پر میزند سوی تو


هوا بارانی میشه


از آسمان مه میباره


وقتی تو میخندی


شکوفه ها وامیشند


میشنند بر دل پر حرارتم


وقتی تو میخندی سحر بیدار میشم


بوسه ها بر لبانت مینشانم


شاهرخ

 

 

 

ادامه نوشته

دست منو دامن تو ( شاهرخ )

 

 

دست منو دامن تو

عطر عشق میدهد

دامن تو


شاهرخ 94/07/25 ساعت 17:58

نمیکنم هرگز فراموشت ( شاهرخ )

 

 

 

نمیکنم هرگز فراموشت

بانوی راز های من

تا جهان باقیست

تا من باقی هستم

نمیکنم فراموشت

هرچند که ساز بی وفایی تو

مینوازد برای من

من و شبهای تنهاییم

من و روزگار غم گرفته

میرویم تا ابدیت سکوت

شاهرخ  93/12/14  ساعت 17:28

همدم بارانی من ، تا به کجا میروی ( شاهرخ )

 

 

 

همدم بارانی من ، تا به کجا میروی

بی من و تو ، تو بکجا میروی

شعر من و وفای تو ، تو بکجا میروی

نادره گفتار من ، شعر سخن های من ، تو به کجا میروی


شاهرخ  93/12/8 ساعت12:20

اشک با من ، جام از تو ( شاهرخ )

 

 

اشک با من ، جام از تو

بوسه با من ، لب از تو

مستی با من ،  شراب از تو

رویا با من ، خیال از تو  

گریه با من ، آه از تو

خنده با من ، لطیفه از تو

عشق با من ، زندگی از تو

نفس با من ،‌ قفس از تو

شاهرخ 93/12/11  ساعت 10:08

سگانیکو ***** ( شاهرخ )

 

 

 

 

 

تو خود زندگی هستی

تو خود عشق و امیدی

بیا عشق و امید را بر دلم بتابان

 

شاهرخ 93/12/9 ساعت 21:43

 

***

زندگی را باید از دریچه ی عشق نگریست

 

 

زیبا و دوست داشتنی

 

برای همه

 

شاهرخ 93/12/9 ساعت21:10

 

 ***

 

عشق را در چشمانت

و بوسه را

بر لبانت مینشانم


شاهرخ  93/129 ساعت 21:30

 

  ***

یک نگاه خسته

نیاز به آرامش دارد

در کنار معشوق

 

شاهرخ 93/12/10  ساعت 18:54

 

***


خواهم روزی ببوسمت

بر سر سجّاده ی نماز ببوسمت

چنان ببوسمت که شیطان بگریزد

 

شاهرخ93/12/10 ساعت  19

 

***

 

تو باشی و روزگار خاموشی

من باشم و غم تنهایی

در کوچه پس کوچه های بارانی

 

شاهرخ  93/12/10  ساعت 19:06

 

***

 

 

 

 

 

سری بی تاب دارم  ( شاهرخ )

 

 

 

سری بی تاب دارم

ز غُصّه اشک دارم

تا بریزم در دامن معشوق

با معشوق هوای باغ دارم


شاهرخ 93/12/9  ساعت  11:20

زان میکده غم دارم (شاهرخ )

 

 

زان میکده غم دارم

زان حور و پری دارم

 

مستم و سر مستم

می زان دست پری دارم



زان دست بلورینت

جامی ز می الست دارم



شاهرخ 93/12/8  ساعت 13:28


 

حس عاشق بسیار قویست ( شاهرخ )

 

 

 

حس عاشق بسیار قویست

عطر معشوق را

از فرسنگها راه دور حس میکند

چه حس خوبیست حس عاشق!!!

چه عطر دلپذیریست عطر معشوق !!!


شاهرخ 93/12/7  ساعت 23:48

من امیدوارم ...  عشق معجزه میکند ( شاهرخ )

 

 

 

من امیدوارم ...

عشق معجزه میکند

و روح را به پرواز در آورد

و انسان خدایی میشود

و معشوق را در آغوش میکشد ...

دلم یک معجزه میخواهد

و همچنین ظهور عشق

در کلبه ی امید من و تو

شاهرخ 93/12/7  ساعت 23:34

سگانیکو ***** ( شاهرخ )

 

 

 

عشق و نیازت را میفهمم

منم مثل تو عاشقم و نیازمند

ما به عشق هم و آغوش هم نیازمندیم


شاهرخ  


93/12/7  ساعت 21:07

 

***

 

میدونی چی میخوام ؟؟؟

یک قدم زدن با تو زیر باران

بعدش یک آغوش گرم و یک حمام داغ با تو


شاهرخ 93/12/7  ساعت 21:23

***

زیبای من  مه گونه رخسار ترا ( شاهرخ )

 

 زیبای من

مه گونه رخسار ترا

بر شب تارم مینشانم

وچشمانت

که چون ستاره میدرخشد

قلبم را ستاره باران میکند

و ابروان کمانیت

شب اول ماه را نوید میدهد

تا رخسارت که بدر کامل است

در گیسوانت

که چون شب تار

بر شانه های بلورین تو ریخته میشود

زندگیم را مهتابی کند

و لبان سرخت

که شراره های آتش خورشید را در خود دارد

لبانم را میسوزاند

 و وجود نازنینت

بر تارک هستی میدرخشد

بیا عشق من

امید من آرزوی من

دوستت دارم عاشقتم


شاهرخ


93/11/22 ساعت11:50

پری رویایی من (شاهرخ )

 





پری رویایی من

شوق نگاهت

مرا به رویا میبرد

به سرزمین عشق

جایی که بلبلان عاشق

غزل خوان ،  چه چه زنان

سرود عشق را سر داده اند

آهوی تیز پای من

در گلزار عشق

فقط ترا میسرایم

فقط با تو نغمه میسازم

و می بویم عطر دل انگیزت را

و از جام چشمانت

شراب نگاه مینوشم

و از لبان سرخت

شراب عشق مینوشم

و صورت زیبایت را لمس میکنم

و لحظه لحظه ترا

به آغوشم میکشانم

و با بازوان نیرومندم

تنگ میفشارمت

و گردن زیبایت را میبوسم

و ترا همانند غزالی که

شکار شیر شده باشد

میبوسم و میبویم


شاهرخ



دختر رویایی من  تو از کدامین بهشتی ( شاهرخ )

 



دختر رویایی من

تو از کدامین بهشتی

تو از کدامین سرزمینی

تو از کدامین رویایی

که با اسب سفید

اینگونه به قلبم تاختی

تو از کدامین ستاره ای

 که به  من چشمک زدی

و دلم را ربودی

تو از کدامین بهشتی

که خدایم به من هدیه داد

عشق تو در قلبم

مثل ستاره میدرخشد

رخ زیبای تو

که طبقه ی چهارم آسمان است

مرا تا طبقه ی اول آسمان بالا برد

و عشق ناب و پاک ترا

بر قلبم نشاند

تو که زیباترین فرشته ی آسمانی

بالهای عشقت را برویم گشودی

بیا ای فرشته ی نجات من

مرا از این زمین جدا کن

و به بهشتت ببر

که سالهای سال در انتظارت بودم

محبوب من

شاهرخ











وقتی بر ساحل تاریکی ( شاهرخ )



وقتی بر ساحل تاریکی
 
قایقت بگل نشسته
 
تنها دستان معشوق
 
دستانت را خواهد گرفت
 
و ترا به آنسوی رویاها خواهد برد
 
جایی که حس آغوشش را خواهی چشید
 
و زمزمه های عاشقانه را خواهی شنید
 
هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
 
چه لحظات شیرینی در نبض زمان میتپد
 
شاهرخ
 
 
 
 

 

 

شب است    در جادۀ کویر تنهایی ( شاهرخ )



 

شب است



در جادۀ کویر تنهایی



نیست هیچ مهتابی



که در او گم نشوی



تا صبح راهی طولانیست



باد سرد کویری



سوت زنان میوزد



هوا سرد است



پناهگاهی نیست



جز خارهای خشک بیابان!!!!



که از تلی آتش بسازی......



به صبح هم امیدی نیست



چرا که گرمای آفتاب



جانکاه است



و از زمین وآسمان تشنگی میبارد



گویا جهنم همینجاست



خدایا بارانت کو؟



کجاست رحمتت؟؟؟



عشقها مرده است



زیباییها را فقط شنهای داغ کویر میفهمند



عشق را فقط سوزندگی خورشید میفهمد



سگی تشنه له له زنان



در کویر تنهایی



میدود سوی سرابها



از برای زندگانی....

 

شاهرخ

 

 

 

 

 

چه تجربه ی غم انگیزی است  ( شاهرخ )



چه تجربه ی غم انگیزی است

فراموش کردن

و پسِ گوش انداختن

یاد تو

عزیزم یاد تو بهار دلم است

 در کوچه باغهای تنهایی

 در سپیده دم سحرگاهان

 میسرایم شعر های تنهایی

 در طلوعی دیگر

 می زنم چنگ رسوایی

 در کوچه باغهای عشق

 می نوازم چنگ

 مستانه میرقصم

 در طلوعی دیگر

 تا در آغوش گیرم

 جام وصلت

 در بهار زندگانی

 عشق تو 

 در سرلوحۀ زندگانی

 شاهرخ