در یک روز بارانی می بوسیدم ترا ( شاهرخ )

влюбленная пара под дождем

 

در یک روز بارانی می بوسیدم ترا

در آغوشم می مکیدم غنچه لبان ترا

تو بودی و آغوشت بود و چتر و باران

ندانستم که خواب می بینم ترا

 

شاهرخ 95/08/29 ساعت 00:40 بامداد

 

 

 

 

 

 

 

بوسه های ناب بارانی ( شاهرخ )

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اوّل آسمان

 بوسه های ناب بارانی

بر کوچه های نمناک پاییزی

برگهای زرد و طلایی و نارنجی

بوستانهای خیس بارانی

حضور زیبای ترا میطلبد

عاشقانه به انتظار نشسته ام

تا بهاری دیگر

با شکوفه های بهار نارنج

با عطر یاس و گلهای شقایق

با بارانی بهاری

با بوسه های بارانی

شاهرخ مورخه ی 95/08/23 ساعت 22:53

 

من ببوی زلف پریشان تو مستم ( شاهرخ )

 

نتیجه تصویری برای عشق طبقه ی اول آسمان

 

من ببوی زلف پریشان تو مستم

من بعطر آغوش زیبای تو مستم

تو با رُخ زیبا ساغر بدستی و باده پرستی

تو باده بیاور که با باده ی تو مستم

 

شاهرخ 95/08/16 ساعت 10:28

 

 

صبحی روشن و شیرین   ( شاهرخ )

 

 

 محبوبم

 

شبها به پنجره ی نگاهت مینگریستم

تا ببینم چشم های انتظارت را

و چشمانت مروارید بود و درخشان

نگاهت زیبا بود و موزون

لبانت به طراوت باران

و موهایت دریای مواج شب

عطر گیسوانت پیچیده در شب

رویای وجودت ، سپید و نورانی

در خوابهای رویایی من

تو می آمدی تا سپیده دم

و من نجوا میکردم نام زیبای ترا

تا صبحی روشن و شیرین

 

شاهرخ 95/08/14 ساعت 23:02