عشق من

جای شبانه های تو خالیست

لحظاتی که در آغوشم بودی

و من شهد شیرین لبانت را می مکیدم

و تو دستانت را در کمرم حلقه کرده بودی

و مست تسلیم آغوشم بودی

چه نفسهای تندی داشتی

و طپشهای قلبت را میشنیدم

و موهات را رو صورتت افشان کردم

و لبان سرخت را می بوسیدم

لپهای صورتت گُل انداخته بود

پیکر لطیفت غرق عرق شده بود

چه لحظۀ شیرینی بود

وصال طولانی



شاهرخ


 شیرینم

وقتی تو میخندی

تمام زمین و آسمان میخندد

و تمام دنیای من برای تو آغوش میشود

شاهرخ