محبوبم

 

شبها به پنجره ی نگاهت مینگریستم

تا ببینم چشم های انتظارت را

و چشمانت مروارید بود و درخشان

نگاهت زیبا بود و موزون

لبانت به طراوت باران

و موهایت دریای مواج شب

عطر گیسوانت پیچیده در شب

رویای وجودت ، سپید و نورانی

در خوابهای رویایی من

تو می آمدی تا سپیده دم

و من نجوا میکردم نام زیبای ترا

تا صبحی روشن و شیرین

 

شاهرخ 95/08/14 ساعت 23:02